چرا اقدام ضد ایرانی بروکسل اشتباه راهبردی است؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در هفتههای اخیر بهویژه پس از اعلام محاصره دریایی ایران و تحریم های دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا علیه ایران، شاهد حرکت محسوس اتحادیه اروپا به سمت همافزایی با سیاستهای تقابلی واشنگتن در قبال تهران بودهایم. این همراهی پنهان و آشکار، خود را در ابعاد مختلف دیپلماتیک، تحریمی، اطلاعاتی و نظامی نشان داده است.
انگلیس بهعنوان یکی از اصلیترین متحدان آمریکا، از زمان آغاز به کار دولت جدید خود بیش از ۲۴۰ تحریم علیه ایران وضع کرده است
حمایت صریح انگلیس از تحریمهای جدید آمریکا و پیوستن ۹ کشور اروپایی به تحریمهای اتحادیه اروپا علیه مقام ها و نهادهای ایرانی، صدور بیانیههای تند، همکاریهای اطلاعاتی پشتپرده و از همه مهمتر، ارائه دهها پایگاه نظامی در خاک اروپا برای پشتیبانی از عملیات هوایی آمریکا در این راستا ارزیابی می شوند. بروکسل گامهایی برداشته که عملاً دنباله رو سیاست های آمریکاست. اما پرسش اساسی اینکه آیا همراهی همهجانبه با واشنگتن به سود اروپا یا برعکس، اشتباهی راهبردی است که هزینههای سنگینی برای این قاره در پی خواهد داشت؟ به نظر می آید این مسیر نه تنها به زیان منافع پایدار اروپا تمام میشود، بلکه جایگاه آن را در معادلات جهانی و نظم در حال گذار بینالمللی بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.
حاشیهنشینی راهبردی؛ از بازیگر مستقل تا دنبالهرو واشنگتن
اتحادیه اروپا روزگاری خود را بازیگر اصلی و بلامنازع دیپلماسی هستهای ایران معرفی میکرد. از ابتکارات نشست سعدآباد تا شکلگیری تروئیکای اروپایی و ایفای نقشی محوری در انعقاد برنامه جامع اقدام مشترک، اروپا همواره تلاش میکرد تا خود را بهعنوان جایگزین دیپلماسی تقابلی و یکجانبهگرایانه آمریکا و میانجی مستقل نشان دهد و حتی در دو جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران به شکل جدی ورود نداشت. اما امروز به نظر می آید واشنگتن در تلاش است حمایت اتحادیه اروپا را در پیروی از سیاست های خود در قبال ایران جلب کند.
در این میان انگلیس، بهعنوان یکی از اصلیترین متحدان آمریکا در اروپا، از زمان آغاز به کار دولت جدید خود بیش از ۲۴۰ تحریم علیه ایران وضع و رسماً اعلام کرده «در کنار آمریکا و دیگر شرکای خود برای اعمال فشار اقتصادی بر ایران ادامه خواهد داد». چنین رویکردی، اروپا را از جایگاه میانجی قابل اعتماد، به دنبالهروی بیچونوچرای سیاستهای کاخ سفید تنزل داده و سرمایه دیپلماتیک چندینساله بروکسل را یکباره نابود کرده است.
هزینههای اقتصادی؛ اقداماتی که بیش از همه به خود اروپا ضربه میزند
یکی از متناقضترین جنبههای همراهی اروپا با واشنگتن، تأثیر معکوس و مخرب آن بر استقلال و منافع اقتصادی اروپاست. بر اساس آمار رسمی یورواستات، حجم تجارت کالایی اتحادیه اروپا با ایران در سال ۲۰۲۵ میلادی تنها ۳.۷۲ میلیارد یورو بوده که حدود ۰.۱ درصد از کل فروش خارجی این بلوک را تشکیل میدهد. با وجود این، آنچه از این تجارت محدود باقی مانده، عمدتاً شامل اقلام بشردوستانه و کالاهای حیاتی مانند دارو، ماشینآلات و تجهیزات پزشکی است که تحریم آنها مستقیماً به نیازهای انسانی مردم ایران ضربه می زند و تصویر ادعایی حقوق بشری اروپا را به شدت در افکار عمومی مخدوش میکند.
اتحادیه اروپا به همراه کشورهایی نظیر کانادا و مکزیک، قانون «مسدودسازی» را دقیقاً برای خنثی کردن اثرات تحریمهای فراسرزمینی آمریکا وضع کرده بودند تا شرکتهای خود را از تبعیت از واشنگتن منع کنند؛ اما در عمل، شرکتهای اروپایی به دلیل وابستگی عمیق به نظام مالی مبتنی بر دلار، ناچار به رعایت تحریمهای واشنگتن شدهاند. تحریمهای ثانویه جدید آمریکا که با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» شناخته میشود، به تمامی شرکتهای جهان هشدار داده است در صورت ادامه تجارت با تهران، دسترسی به نظام دلاری را از دست خواهند داد. وزیر خزانهداری آمریکا نیز به صراحت اعلام کرد، «هیچکس مستثنا نیست».
این وضعیت نه تنها حاکمیت و استقلال اقتصادی اروپا را به سخره میگیرد، بلکه به اعتبار بروکسل بهعنوان شریک تجاری بینالمللی قابل اعتماد لطمه جدی وارد میکند. با وجود آنکه وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا خود نسبت به «پیامدهای اقتصادی غیرقابل پیشبینی» این سیاستها هشدار دادهاند، اما این نهاد عملاً توانایی محافظت از شرکتهای خود را در برابر قلدری مالی آمریکا از دست داده و هشدارهای داخلی خود را در تصمیمگیریهای کلان نادیده گرفته است.
نکته دیگر، تنگه هرمز شاهراه حیاتی انرژی است. حدود یکپنجم نفت و گاز مایع جهان از این تنگه عبور میکند و اروپا که پس از قطع وابستگی به انرژی روسیه، به شدت به واردات از خلیج فارس وابسته شده، با هر بحران در این آبراه با افزایش ۶۰ درصدی قیمت گاز و کاهش رشد اقتصادی مواجه میشود. کمیسیون اروپا اعلام کرده این بحران روزانه ۵۰۰ میلیون یورو هزینه به اتحادیه تحمیل میکند و صورتحساب اضافی واردات سوخت تاکنون به افزایش چشمگیری داشته است. به بیان دیگر، اروپا با همراهی در سیاستی که به بستهشدن احتمالی این آبراه میانجامد، نهتنها به اقتصاد خود که بهشدت به انرژی ارزان وابسته است ضربه میزند، بلکه تداوم این روند، تورم را افزایش می دهد، ذخایر راهبردی را به خطر می اندازد و توان رقابتی صنایع اروپا را تهدید میکند.
اتحادیه اروپا در دوراهی مهم قرار دارد؛ یا با احیای استقلال عمل خود، بهعنوان بازیگر صلحساز به دیپلماسی سازنده با ایران بازگردد، یا با استمرار دنبالهروی از واشنگتن، جایگاه راهبردی خود را کاهش دهد
افزایش تنشهای نظامی و منطقهای؛ اروپا در آتش جنگی که خود به آن دامن میزند
شاید خطرناکترین پیامد راهبردی همراهی بروکسل با واشنگتن، نقشی باشد که اروپا در افزایش تنشهای نظامی و منطقهای ایفا میکند. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پیشتر هشدار داده بود، «هر جنگ احتمالی با ایران گسترده خواهد بود و دامنه آن به یک سرزمین مشخص محدود نمیشود». با وجود این، اقدامات اخیر بروکسل از تحریمهای جدید تا همکاریهای نزدیک اطلاعاتی و لجستیکی با آمریکا در عمل به شعلهور شدن این خطر دامن زده است.
برخلاف ادعای مقام های اروپایی مبنی بر مداخله نکردن در تقابل واشنگتن و تهران، آمارهای ناتو حاکی از پشتیبانی مستقیم دهها پایگاه نظامی اروپا، به ویژه پایگاه های انگلیسی و ایتالیایی از هزاران پرواز نظامی آمریکا علیه ایران است؛ همراهی پرخطری که افت شدید روابط دیپلماتیک دوجانبه و تنشهای بیسابقه دیپلماتیک را به همراه داشته است. در همین راستا، رئیسجمهور کشورمان با انتقاد شدید از سکوت و استانداردهای دوگانه اتحادیه اروپا، هشدار داده است تداوم اینگونه مداخلات نهتنها اعتبار ادعاهای حقوق بشری اروپا را زیر سؤال میبرد، بلکه با تبدیل کردن این قاره به هدفی بالقوه در گسترش دامنه درگیریها، امنیت میلیونها شهروند اروپایی را مستقیماً به مخاطره میاندازد.
بهره سخن
اتحادیه اروپا اکنون در دوراهی مهم قرار دارد؛ یا میتواند با احیای استقلال عمل خود، بهعنوان بازیگر صلحساز به دیپلماسی سازنده با ایران بازگردد، یا با استمرار دنبالهروی از واشنگتن، جایگاه راهبردی خود را در نظام بینالملل کاهش دهد. با وجود این، بررسی دقیقتر نشان میدهد همراهی کنونی اروپا صرفا انفعال کورکورانه نیست، بلکه حاصل معامله راهبردی پیچیده و در عین حال پرخطر با آمریکاست که در چند جبهه همزمان شکل گرفته و واشنگتن با ارائه امتیازاتی در بحران اوکراین و همزمان با اهرم قرار دادن تهدید بیثباتی در تنگه هرمز که میتواند اقتصاد وابسته به انرژی اروپا را فلج کند، توانسته است همراهی حداقلی اما حیاتی قاره سبز را جلب کند.
در این راستا، اروپا تلاش کرده است تا خط قرمز خود را از مشارکت رزمی مستقیم، به «همکاری عملیاتیِ غیرمستقیم» کاهش دهد تا علاوه بر کاهش فشارهای دولت ترامپ، خود را از جنگ تمامعیار با ایران دور نگه دارد. این همکاری عمدتاً در قالب پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی تعریف شده که نمونه بارز آن اعطای مجوز استفاده از پایگاههای هوایی انگلیس و بلغارستان به جنگندههای آمریکایی است، اما این راهبردِ «همراهی محتاطانه»، عملاً اروپا را در سه بعد دیپلماتیک، تحریمی و نظامی، از میانجی سنتی به بخشی از محور تقابل تبدیل کرده است.
این رویکردِ بروکسل، اشتباهی محض و در تقابل کامل با درسهای آموختهشده از بحرانهای گذشته، بهویژه جنگ رمضان است. در آن مقطع تاریخی، اروپا با پرهیز از حمایتِ بیقیدوشرط از ماجراجوییهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، مانع از ورود مستقیم خود به آتش درگیری شد و جایگاه بازیگر مستقل را تا حدودی حفظ کرد. اما سیاست کنونی، برخلاف آن تجربه موفق، اروپا را به سیبل مستقیم اقدامات تلافیجویانه تبدیل می کند. ایران بهصراحت هشدار داده است در صورت افزایش تنشها به وسیله ترامپ، پایگاههای مورد استفاده آمریکا در خاک اروپا و مناطق پیرامونی آن از جمله بلغارستان و قبرس را اهداف مشروع تلقی خواهد کرد.
بنابراین، اروپا با این قمار پرخطر، نهتنها امنیت شهروندانش را به مخاطره میاندازد و خود را درگیر جنگی میکند که هیچ نقشی در تصمیمگیری و راهبری آن ندارد، بلکه استقلال راهبردی خود را قربانی معامله کوتاهمدت با واشنگتن خواهد کرد.